تبليغاتX
تقديم به برو بچ باحال و بامرام

  هوالحق

 سلام به تمامی عزیزانی که قدم رنجه فرمودید از وبلاگ من دیدن کردید

به این عمل عکس بالا میگن میعان

 بچه ها نظر بدین

اگه میخواین همه ی مطالب سایت رو ببینین روی قسمت آرشیو کلیک کنید همش اونجاست

توجه: بچه ها مشكل حل شد. حالا ميتونيد عكسها رو هم ببينيد. اگه عكسي باز نشد روش راست

كليك كنيد و گزينه ي Show Picture رو بزنيد.

<< لينك هاتون رو برام بفرستيد تا بذارم توي سايت >>

موفق باشيد

 

 
+ نوشته شده توسط mohammad در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 11:55 |

:آدرس سايت فيلتر شده
:نوع فيلتر

+ نوشته شده توسط mohammad در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 11:49 |
اندازه ی تمام موهای سرم دوستت داشتم  ..... امضا حسن کچل

قوری به قلم قلم به قوری ... تو عشق منی گوگوری مگوری  

+ نوشته شده توسط mohammad در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 1:13 |
با آرزومندی قطع برق منزل شما در حین پخش فیلم نرگس...... با تشکر محمود شوکت 

 

+ نوشته شده توسط mohammad در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 1:9 |

                                                                             

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 3:15 |

                               

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 3:9 |

                         

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 3:8 |
                                    
+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 3:7 |
                                

                              

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 3:5 |
                   

                                                          

 

                                        

 

 

                                         

 

 

                                          

 

                                   

 

             

                        

 

                                

 

                                           

 

                                          

 

 

                                         

 

                                            

   

                                               

 

                           

 

                                 

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 3:4 |

اول یه معذرت خواهی کنم از عباس آقا. عباس جون این متنی که فرستاده بودی فونتاش به هم ریخته بود. من یه جورایی سرهمش کردم امیدوارم درست باشه.  

قصه از کجا شروع شد... از چت و میل شبونه ... از پی ام دادن تو روم و... یه سلام عاشقونه ... آن شدم به مهربونی... تا بگم با تو میچتم... تا بگم بمونی انلاین... ای فرند لیست قشنگم... بازم آف عاشقونه... ایمیل های بی نشونه... کاشکی این یاهو همینجوری بمونه.  

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 1:46 |
میدونی چرا وقتی کسی که عاشقش هستی  بمیره تو فقط گریه میکنی؟ چون فقط بهش عادت کرده بودی. ولی اگه واقعا عاشقش می بودی تو هم میمردی


یه روز توی جهنم همدیگه رو میبینیم. آخه هردوتامون جهنمی هستیم. تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من به خاطر اینکه بجای خدا تورو پرستش کردم


One, two, I Love You! three, four, Love Me More! five, six, Give Me Kiss! seven            

, eight, Don't Be Late! nine, ten, Hug Me Then                                                                  

 


ای ساکن شهر جدایی فرسوده ام، فرسوده ی تو ... از خستگی در چهره ام صدها نشان است، دل غمگین و شکسته ام جوان است رحمی کن....

 

 


کاشکی مانیتورت بودم، همیشه رخ به رخت بودم....!! کاشکی هدفونت بودم، همیشه در گوشت بودم....!! کاشکی موست بودم، همیشه توی مشتت بودم....!! کاشکی پسوردت بودم، همیشه توی فکرت بودم.


+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 1:46 |
با پول میتونی همسری زیبا داشته باشی اما عشق واقعی را هرگز *** با پول میتوانی خانه ای مجلل

داشته باشی اما آسایش را هرگز *** با پول میتوانی کتابخانه ای مجهز داشته باشی اما استعداد و

معلومات را هرگز *** با پول میتوانی زیباترین تختخواب را داشته باشی اما خواب راحت را هرگز *** و با

پول میتوانی مقام و اعتبار داشته باشی اما احترام را هرگز.

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 1:44 |
بگیر و سنت تو آل کن ـــ با صداقت و وفا و معرفت چت کن ـــ از زیباترین خاطره ی زندگی وب بگیر ـــ توی پروفایل قلبت یه قلب تیر خورده بذار و بگو عاشقش هستی ـــ و عاشق عشق باشین ـــ در مسنجر قلبت عشق رو اد کن ـــ و به احساسات زیبایی پی ام بده ـــ غم رو دیلت کن ـــ و واژه ی بدی رو رینیم کن ــ برای غرورت آف بذار و بگو بشینه آخه دنیا دو روزه.  
+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 1:44 |
دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟؟ پسره گفت: نه

دختره پرسید منو دوست داری؟؟ پسره گفت: نوچ

دختره پرسید اگه بمیرم برام گریه میکنی؟؟ پسره گفت اصلا

دختره چشماش پره اشک شد و دیگه هیچی نگفت. پسره اونو بغلش کرد و گفت تو خوشگل نیستی

چون زیباترین هستی. من تورو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم

میمیرم.  

                                               

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 0:51 |
خوب یادم هست. اولین بار گوشه یکی از کلاسها دیدمش. تنهای تنها، ساکت و آرام با آن روسری مشکی قشنگش. بی اختیار دلم لرزید. با همان نگاه اول شیفته اش شدم. چقدر زیبا بود. با آنهایی که تا بحال دیده بودم فرق داشت. تصمیمم را گرفتم. اطراف را پاییدم و آهسته پیش رفتم ساکت و آرام کنارش نشستم. فقط نگاهش میکردم. او هم با همان سکوت و آرامش اصلا تکان نخورد. دستم را به سویش دراز کردم. آهسته سرش را نوازش کردم و .... از آن روز به بعد همیشه با هم بودیم، همیشه و همه جا. کلاس سرویس و خانه و... فرقی نداشت. حتی در خانه هم شب و روز نداشتیم. همیشه کمکم میکرد و در کنارم بود. برایم نقاشی میکرد و می نوشت. مساله حل میکرد و خلاصه با من زندگی میکرد تا اینکه آن روز کذایی رسید و آن خبر شوم. وای که داشتم دیوانه می شدم اصلا نمیتونستم باور کنم. چگونه باید شایعه ی آلوده بودنش را قبول میکردم در حالی که تابحال... سراغش رفتم ساکت نشستم و خوب نگاهش کردم. هر چه با خودم کلنجار رفتم که قیدش را بزنم نتوانستم. بالاخره دل را یکدل کردم و گفتم: به جهنم ، آلوده هست که هست . دیگران هرچه میخواهند بگویند. اصلا خودکار خودم است و نمی خواهم از خودم جدایش کنم!!!!!!!!   

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 0:51 |
دختر خانوم دانشجویی هستم جوان و زیبا - خوش صحبت و شیرین زبان. دارای یک ویلا در شمال و یک

ماشین پژو و وضع مالی بسیار خوب و از خانواده اصیل ایرانی با چشمان درشت و مشکی، دماغ قلمی و

کمر باریک، خوش آواز و هنرمند، منتخب چهار ترم متوالی به عنوان دانشجوی نمونه، حاضر به ازدواج با

هیچ مرد احمقی( چه دانشجو و چه غیر دانشجو) نیستم چون از ریخت همشون بدم میاد. فقط آگهی

کردم که دلتون بسوزه. 

+ نوشته شده توسط mohammad در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 0:15 |
گفتم با آتش سينه ام سرديها را گرم می کنم. يخ ها را آب می کنم

گفتم با آتش سينه ام زمهرير را گلستان می کنم. اما نشد

يخهای هزار ساله مرا در برگرفته اند. دارد قلبم می ميرد

همين روزها تکه يخ سنگی ای می شود که بايد انداختش دور

دارم ذره ذره يخ می شوم و آتش می گيرم و ذره ذره آب می شوم

دارم ذره ذره آب می شوم

فقط به تو می انديشم تا بيايی و مرا در دستهای خود گرم کنی

تو مرا نجات بده

تو ناجی تمامی لحظه های من باش

عاشقانه دوستت دارم 
+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 4:52 |

۱- تركه يه باد صدادار ازش در ميره، دنبال پوكه‌اش مي‌گرده! 

۲- به تركه ميگن با "لجن"جمله بساز ميگه:نميدونم چرا همه بچه محل ها با من لجن؟  

۳- معلم از بچه ها پرسيد: در آينده ميخواهيد چه كاره شويد؟ احمد: من ميخوام ناخدا بشم. رامين: من ميخوام دكتر بشم. سارا: من ميخوام يه مادر خوب بشم. رضا: من ميخوام به سارا كمك كنم

 
۴- ترکه بعد از ۳۰ سال کچل بودن میره مو میکاره دو روز بعدش تو قرعه کشی بانک حج واجب برنده میشه !‌

۵- اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی : آخر يه روز تيک ميگيری ، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ، تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ، اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ، فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟

۶- يه خروسه ميره بالاي ديوار بعد از تو كوچه يه ماشين مرغي رد مي شه ميگه :بچه ها بياين سرويس دخترا اومد


+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 4:49 |
توی این سایتها همه جور چیز خنده دار پیدا میشه

انواع جکها توی این سایت هست

+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 2:28 |

با عرض پوزش از همه بايد بگم كه من قصد توهين به هيچ قشري از جامعه رو ندارم و اين جك ها رو دقيقا از يه جا كپي كردم ولي چون يادم نيست اسم منبع رو نياوردم.

 

1- به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

2- تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!

3- تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

4- تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

5- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

6- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

7- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

8- تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

9- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

10- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

11- به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!

12- تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

13- تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

14- آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

15- تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!

16- يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

17- اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!

18- تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!

19- تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

۲0- تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

۲1- تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!

۲2- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

۲۳- تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

۲۴- يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

۲۵- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

۲۶- تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

۲۷- يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!

۲۸- عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!

۲۹- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

۳۰- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

۳۱- تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!

۳۲- شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم!

۳۳- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

۳۴- به تركه ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!

۳۵- تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!

۳۶- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!

۳۷- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

۳۸- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ تركه ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!

۳۹- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

۴۰- عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!

۴۱- تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

۴۲- تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

۴۳- تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

۴۴- دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

۴۵- تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

۴۶- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

۴۷- تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

۴۸- كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند!

۴۹- سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!

۵۰- یه ترکه میرسه سر پیچ ورش میداره میگه یه روز به درد میخوره

+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 1:29 |
دیروز که حسنک با کبری چت میکرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک

را رها کند و دیگر با او چت نکند. چون او با پتروس چت میکرد. پتروس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و

چت میکرد. پتروس دید سد سوراخ شده اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود. او نمیدانست

که سد تا چند لحظه ی دیگر میشکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.

+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 1:17 |
نماز خوندن معتادها: بشم الله الحمان لحیم، قلو داد به احد .... احد داد به شمد... لم داد این ور .... لم

داد اون ور... ولم کن بابا کفرش در اومد احد   

+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 1:8 |

عشق را در کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند

روزگار غریبیست نازنین، روزگار غریبیست

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد


من ندانم که، که ام

من فقط میدانم که تویی شاه بیت غزل زندگی ام


آب ایینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است


روزی که تورا دیدم متولد شدم

روزی که تورا شناختم به کمال رسیدم

و روزی که تورا از دست بدهم

آن روز روز مرگ من است


تا حالا کفشات رو نگاه کردی؟؟ ۲ تا عاشق، ۲ تا همراه که بی هم میمیرن باهم خاکی میشن، بدون هم

زیر بارون نمیرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون یاد بگیرن 


خدایا دفتر جرم مرا روز جزا باز مکن، من به امید تو گنهکار شدم


هرکسی آمد به بخت زشت ما خندید و رفت

هر که آمد تکه ای از مهر ما بلعید و رفت

خواستم خود را به تیغ مرگ بسپارم

شبی نوبت مردن که شد یار آمد و رقصید و رفت. 

 

 

+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 1:5 |
الهی بشینی روی جوجه تیغی - الهی بری قزوین بند کفشت بازشه - الهی نخود بخوری نتونی بگوزی - الهی شاشت بگیره کمربندت باز نشه

الهی اسلام را برکفار، فلسطین را بر اسرائیل و نرگس را بر شوکت پیروز بگردان

+ نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 0:2 |
اگه گفتید چرا بنیامین میگه " دنیا دیگه مثل تو نداره "؟!

چون نسل دایناسورا منقرض شده


تازه بنیامین یه آهنگ جدیدم خونده:

 "شرکت، خالی، منشی، خوشگل، باحال، نمیای؟! نمیای؟! نمیخوای؟!


سال ۲۰۲۰ : بچه به مامانش میگه: مامان منو از کجا آوردین؟

 مامانش میگه: از اینترنت دانلودت کردیم  


 اگه یه هفته دیگه صبر کنی تو هم میتونی برقصی!!!!!!!!!

آخه هفته دیگه آلبوم جدید اندی پخش میشه :"مونگلا باید برقصن، مونگلا باید برقصن"


*** خوشگلا باید برقصن ***

 

چرا ناراحتي چرا آرومي چرا يه گوشه نشستي بابا اندي كه چيزي نگفت كه: حالا توهم يواشكي برقص.


دنيا هنگام طلاق:

يا رب

 آن دلبر شيرين كه سپردي به منش / از بس كه ننر بود، سپردم به ننش

 


فرق يك كاكتوس را با وان حمام مي داني؟ نه؟ پس يه بار روش بنشين.  


+ نوشته شده توسط mohammad در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 2:55 |
تعداد نفرات انلاين :